سه کله پوک :|

3m | mahan , erfan , sadra

سه کله پوک :|

3m | mahan , erfan , sadra

دوستان 3 و 7 ساله :)))

آخرین مطالب
نویسندگان

سلام عزیزان

خسته شدم یکی بیاد بزریم

بدبختی ما

سلام...... من عرفانم 

 

دلم برای صدرا تنگ شده بنظرتون کی میادsad

۵ نفر حاظر در وب

ناموسا میخوند نه لایک نه نظر چه گوزی مخورید

انقدش

ارزش قائل بودین یه نظر ۱ لایک بزنید حداقل بعد میگین چرا رفتین و فعالین نمیکنید 

جواب سادس شما اصلا به ما اهمیت نمیدین من خیلی وقته رفتم یه نظر برا من نیومد یعنی خاکککککک خاککککک خاکککککک

تازه اومده بودم شاید بحاطر بی محلیاتون برم

حالا کافیه یه فحش بهتون بدم تا و با با نظراتتون  وبو بترکونین

یه زره به ما توجه کنید بعد بیاین بگین چرا میرید والا دیگه نه اوتاکو ها براشون مهمیم نه هیشکی والا پست خدافذی تلخ  ۱ نظر نداشتتت 

اهمیت بدین خسته میشیم پست میزاریم شما با بی توجهی 

خستگی تو تنمون میمونه  وب خودمم که کلا یکی بیاد توش یه گوز بده بیا هرچی پست  میزارم ۱ لایکم نمیخوره

خدافذ اه

خدا حافظی تلخ

این قصه  واین داستان کوتاه شاید اخرین قصه و اخر پستم باشه

خون چکید  لبش را بوسیدم ولی دیگر بدنش سرد بود و احساس نمیکرد لبش طعمی نداشت شالگردن رایهه اش را نداشت  کمی بعد صدای بچه ها که جشن پیروزی گرفتن  میاد یهو خودمو تو یهرصحرا دیدم

که او ایستاده بود ایستاد بود خیره به من وبا لبخندی تلخ گفت خدا حافظ برای همیشه میکاسا 

اشک از چشمانم راهی شد وفقط جیغ زدم صدایی در سرم گفت خداحافظ برای همیشه پسرک به دنبال ازادی و ماجراجو بدرود تو به ازادی رسوندی همرو ممنون که بود

سرش را گرفتم و بردم بیرون همه جمع شده بودند دورم  خون چکید اشک از گونه ام 

ریخت جیغ زدم 

همه داشتند میگفتن شکستش دادیم

اما کی عشق من یا دوستشون یا زیردستشون این دنیا بی رحمه خیلی 

فقط اون پوکری که به اسم لیوای صداش میکنیم حال منو درک کرد

سرشو رو پام نشوندم ارمین از حالت تایتان در اومد و دوید سمت من دید اودیگر جان در بدن ندارد لیوای منو بغل کرد گفت همچی تموم شد حالا راحت گریه کن

ارمین سر ارنو بغل کرد زار زد گفت ارن بلند شو بلند شو ارن

ناگهان دوباره در اون فضای شنی بودم اندفعه ارمین هم بود

این دفعه مادر  بزرگ ییمر را دیدم که گفت در ارامش بخواب پسر به دنبال ازادی

در بغل لیوای اشک ریختم بغضم ترکید  وفقط میتونستم حق حق کنم 

یکهو بغض لیوای هم ترکید وبا گریه گفت:هققق میدونی چه میکاسا همیشه به شما3 تا غبطه خوردم از...... هققق از اینکه شما راحت بودیدو من نه حالم خوب نبود اون ارن ارن تابه حال پسری مثل اون ندیده بودم منو یاد رفیق قدیمیم انداخت....هققق میکاسا خوشحالم که ... هقق ارن با مرگش به ازادیش رسید.  او اشک هایش ر ریخت 

کنی هم گفت ارن ای احمق بی کله اخرش باید این کارو میکردی تو باید حتما میمردی

تا ادم شی همون روز تو راه اهن گفتی میخوای ما زندگی  طولانی ای باشی

جاان:حرومزاده عشق خودکشی به ارزوت رسیدی خیالت راحت شد همرو بگریه انداختی چرا باید اون همه بمیرن و تو .... هقققق بدون دلیل خونشونو بامرگت لکه دار کنی

راینر :وقتشه ... وقتشه بخوابی ارن برای همیشه

انی :ارن ارن هی تو لعنتی خودتو کشتی که چی شه فقط بشی یه حرومزاده پشو پشو به خاطر ارمین پاشو به خاطر میکاسا به خاطر ازادیت بجنگ...هق بجنگ و پاشو وبه سگ جونی و یه یاگر بودنت رو صابت کن پشووووووووووووو

میکاسا :وقتشه بری ارن برو که دکتر یگر و بقیه منطزرت..هققققق منطزر....منتظرتن

لیوای میکاسا این حرف بهت نگفته بود اون تو رو بیشتر از هر چیزی تو دنیا دوست

داشت 

ارن :تو هنوز تو هنوز اقیانوسوندیدی ... هقققق تو هنوز خیلی چیزا رو ندیدی تو باید باشی  ارن ارن بیدار شو ارن

.....

ارمین (بچه گی)ارن ارزوی تو چیه

ارن اینکه یه بار  بیرون دیوارو ببینم

میکاسا ارن تو هی ج جا بدون من نمیری 

هر سه میخندن هاها هاها هاها

 

......

ییمر:بلاخره به ازادی رسیدی حالا ارزوت چیه

ارن اینکه دوباره فقط1 بار دیگه رفیقامو ببینم چه تو اسارت چه تو ازادی

ییمر خیلی خوشم اومد ارن یاگر  ممنون منو احیا کردی اونه چان ارن

وممنون بهم ازادی دادی بدورود پسرکی که به دنبال ازادی بود.... 

منبع تست

کدام شخصیت خادم سیاه خستید https quotve.com/quiz/ 83544943

تست دادم

کدام شخصیت خادم سیاهم  سباستینننننن

سلامی دوباره

بعد مدت ها میخوام پست بزارمدریافت 

laugh عکس سباس چان و بوچانش

امروز

امروز ۱۳ ساله که اسنیپ (بازیگرش)

به خاک  سپرده شد 

اسنیپ برای ما یه استاد خرفت معجون سازی 

نبود یه طرفدار ولدموت نبود اسنیپ برای ما 

یه عاشق بود عاشقی که عشقش مرده بود 

اسنیپ در اخرین لحظات عمرش

به هری

:

چشمات چقدر شبیه لی لیه

اسنیپ روحت شاد ویادت گرامی

چطورید

خوبید بیبیان با نظراتتان  گوهر  بار پر کنید